آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن خلاصه اونقدر پاچه خواري ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون خرچرخ ميزده! ، يهو آرنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اه ... باز اين سيريش پيداش شد !!!
*مرد به سرعت به خانه امد و فرياد زد عزيزم ساکتو ببند !.من همين الان صد ميليون دلار برنده شدم! . زن : ساکها رو براي ساحل ببندم يا کوه ؟. مرد : مهم نيست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو
اصفهانيه ميره سربازي وقتي برميگرده بابا و داداششو با كلي ريش ميبينه ميزنه زير گريه ميگه بگين چي شده من طاقت دارم. باباش ميگه كرهخر چرا ريش تراشو با خودت برده بودي)
جوکهای توپ ... جوک و سرگرمي

*يه روز سه تا خانوم مرغه به هم ميرسن اولي ميگه چه روزگاري شده ، ديشب تو کيف دخترم يه عکس جوجه خروس پيدا کردم ..... دومي ميگه اين که چيزي نيست يه روز ديدم دخترم تو خيابون داره با يه خروسه ميگه و ميخنده .... سومي ميگه اينها که چيزي نيست من ديشب تو کيف دخترم يه تخم مرغ پيدا کردم
* ترکه میره نونوایی نونوابهش میگه پشت سرت کسی واینسه نون نیست اونم به هرکی که میاد میگه بیابروجلوکه پشت سرمن نون گیرت نمیاد.
*به ترکه میگن مسابقه رضا زاده رو دیدی میگه آره ولی آخرش نفهمیدیم چند چند شد؟
*به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش !!میگن اینکه ماتیز نداشت :میگه خوب ماتیز بودیم دیگه...
*ترکه میخواد به دختره تیكه بندازه میگه در قلب منی هرگز!!!
* تركه میخواسته یك كبریت سوخته رو روشن كنه،هرچی میزده كبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید كبریتش خرابه! تركه میگه: نه بابا، همین پنج دقیقه پیش روشن شد.
1- ميدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟
چون کمتر پيش مياد که يازده تا خانم راضی بشن همزمان يه جور لباس بپوشن
2- دنيا را بدون خانم ها تصور کنيد: بازارها خلوت
، پولها اضافه
، خيابانها خلوت
، مخابرات ورشکسته
، شيطون بيکار
، همه ميرن بهشت
3- ترکه رو ميبرن پاسگاه ميگه منو واسه چی آوردين اينجا؟
ميگن عرق خوردی ميگه ايول ................... پس بيار بخوريم
4- ترکه با يکی تصادف ميکنه افسر مياد ميگه: کدومتون مقصريد؟ ........ ترکه ميگه والله من خواب بودم
نديدم از اين آقا بپرس
یه روز يه اصفهاني رو ميگیرن مي برن زندان رو
ميکنه به نگهبان زندان ميگه آقا لطفا يه ليوان آب بديد آقاهه محل نميزاره دوباره ميگه حاج آقا لطفا يه ليوان آب بديد باز هم محل نميزاره. اين دفعه ميگه کربلايي يه ليوان آب بديد آقاهه ميره يه ليوان آب مياره بعد رو به زنداني ميگه ازکجا فهميدي من کربلايي هستم زنداني ميگه چون هم کري و هم بلايي
۴- يه روز يه عربه بليته هواپيما ميگيره ميره راه آهن سواره اتوبوس ميشه با دوچرخه ميره خونشون
۵- تركه هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم
۶- تركه ميره نون بربري ميخره از جلوي نونوايي لواشي رد ميشه ميبينه نونا دارن ميچرخن دست مي كونه تو جيبش 25 تومن درمياره ميگه:اقا اينو بگير نون منم سوار چرخو فلك كن
۷- تركه ميره بيمارستان لهجشو عمل كنه.!!!!!!!!!!؟!!!!!!!!!!
۸- تركه ميياد تهران يك دختره رو ميبينه بهش ميگه: دوست دختر كه ميگن شما هستيد؟
۹- تركه هر روز مي رفته زنگ كليسا رو ميزده در ميرفته .اخر پدر روحاني شاكي ميشه يك روز پشت در كمين ميكنه تا تركه زنگ ميزنه خرشو ميگيره ميگه چيكار داري تركه هل ميشه ميگه عيسي هست !!!!
۱۰- معلم ميگه: پنج تا حيوان درنده نام ببر ميگه : دو تا ببر 3 تا شير !!!
۱۱- يه روز به رشتي مي گن چرا پرچم دزدان دريايي عكس يه كله با ضبدر كشيدن؟ رشتيه ميگه: اره يعني خوردن كله پاچه در كشتي ممنوع !!
۱۲- باباي تركه ميميره مجلس ختمش رفقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن تركه خيلي احساساتي ميشه ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف اوردين شرمنده كردين ايشاالله ختم پدرتون جبران كنم
روزي يك مداح براي اجراي مراسم سوگواري وارد مسجدي شد كه سوگواران را تركها و لرها تشكيل ميدادند مداح پس از كمي مداحي براي اينكه مجلس عرفاني داشته باشد گفت كه چراغها را خاموش كنيد مي خواهم همه شما رابه كربلا ببرم وشروع به مصيبت خواني كرد پس از اتمام مصيبت كه چراغها را روشن كردند متوجه شد همه تركها با ساك يا چمدان نشسته اند پرسيد چه شده چرا ساك برداشته ايد گفتند خودتان گفتيد مي خواهم ببرمتان كربلا مداح گفت لرها كجايند گفتند رفتند ترمينال جا بگيرند
شیطان اعلام كرد تا می توانید گناه كنید . . سهمیه ی سوخت آتش جهنم تموم شد |
سایر جوک های این دسته ...
برره ایه لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شالا .... ، ازش ميپرسن چه کار ميکني؟ ميگه :پسرم 1 ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ...عجب نفسي داره ها |
سایر جوک های این دسته ...
دیگر تنها نیستید بدون پرداخت قبض ! بدون گوشی ! فقط وفقط با الیاس سل
شرکت اهریمن ارتباط |
سایر جوک های این دسته ...
بیبنم اگه یه روز از خواب بیدار بشی ببینی اون که دوستش داری گذاشته رفته . . صبحونه چی می خوری.؟!!! |
سایر جوک های این دسته ...
ميدوني به يه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟ . . ميگن: شب بخير |
سایر جوک های این دسته ...
|
به قل مراد میگن پاشو سحره. . میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم
| بار قل مراد جونش به لبش ميرسه تف ميکنه ميميره!! |
|
|
به قل مراد ميگن "تور" را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناب به هم وصل شدهاند |
|
|
يه روز آشغالي مياد دم درخونه قل مراد ميگه آقا آشغال داريد؟ قل مراد داد ميزنه ، خانم، تو خونه آشغال داريم؟ زنش ميگه آره آره داريم....!!! قل مراد ميگه آره داريم، نمي خوايم |
|
|
قل مراد دلش میگیره محلول لوله بازکن میخوره |
|
|
به قل مراد توپ فوتبال نشون دادن و گفتن : اين چيه؟ کلي فکر کرد و گفت : شطرنج گردالي |
|
|
از قل مراد مي پرسن نظرت درباره بند گردنيه موبايل چيه ؟ ميگه خيلي خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتي آدمو علاف ميکنه |
|
|
| قل مراد ميخوره به ديوار ميگه ببخشين |
|
|
به قل مراد میگن یخچالتون چرا برفک میزنه ؟ میگه لابد بازم آنتنش کج شده. |
|
|
قل مراد ديش ماهوارشو می ذاره رو پشت بوم
روش مينويسه کولر!!. |
|
|
از قل مراد مي پرسن قوي ترين حيوون چيه؟ مي گه: مورچه مي گن: واسه چي مورچه؟ مي گه: يك روز يه مورچه رفت تو پريز برق.. اومدم با ميخ درش بيارم. يه لگدي به من زد كه 6 متر پرت شدم عقب... |
|
|
به قل مراد ميگن :اگه بهت توهم دست بده چه مي كني ؟؟ ميگه : من دست نميدم |
|
|
ا س ام اس قل مراد به نامزدش : در قلب منی هرگز |
|
|
قل مراد از يه نفر میپرسه آقا قبله کدوم طرفه ؟ يارو ميگه از اين طرف . قل مراد ميگه :يعنی هنوز بايد خيلی برم ؟! |
|
|
قل مراد میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم | |
سایر جوک های این دسته ...
در بيابانها اگر صد سال سرگردان شوم به از انكه در وطن محتاج نامردان شوم |
سایر جوک های این دسته ...